الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
150
الغدير ( فارسى )
دعا كند خدا نور چشمش را بازگرداند . ابو مسلم دعا كرد و بينايى زن به او بازگشت و زن به حال نخستين خود برگشت . « 1 » دارندهء اين معجزات چقدر سنگدل بوده كه زن مسلمانى را ، بدون گناهى كه مستوجب اين كيفر باشد ، كور كرده است . مراجعه به معاويه هم مثل ديگر مسلمانان ، چه سودى مىتوانست داشته باشد ؟ او فقط از نظر آنها امير به حساب مىآمد و اين مرد در صف اول هواداران او بود و به خاطر آنكه شكوه او را اينچنين گسترده بكنند ، اين را نقل كردهاند . اين زن بيچاره بىآنكه گناهى مرتكب شود ، چگونه شايسته اين كيفر مىتوانست باشد ؟ چرا ابو مسلم از خدا نخواست كه زن خود و آن زن ، هردو را صبر و شكيب و تقوا عطا فرمايد ؟ اگر او چنين مستجاب الدعوه بود ، چرا اين كار را كرد و جز قساوت چيزى دعا نكرد ؟ اين توهم ، درست برعكس آنكه كرامت اين مرد را برساند ، قساوت او را مىنماياند . ما خدا را برتر و منزّهتر از آن مىدانيم كه به امثال چنين كسانى چنان كرامتى دهد و دعاى ناشى از جهل او را مستجاب كند . 11 - آهو به دعاى ابو مسلم به دام مىافتد ابن عساكر از بلال بن كعب روايت مىكند : بسا اوقات اتفاق مىافتاد كه بچهها از ابو مسلم خولانى مىخواستند كه دعا كند خداوند آهو را به دام ما بيندازد ، و او دعا مىكرد و آهو به دام مىافتاد و بچهها مىرفتند و او را مىگرفتند . « 2 » اين گروه راويان ، هرمعجزه يا آيتى را كه به انبيا اختصاص داشته ، كوشيدهاند دربارهء كسانى نقل كنند كه آنان را دوست داشتند ، بلكه اينان مىكوشند هرآن چيزى را كه عقل آن را مباح يا محال مىداند ، بر اولياى خود ببندند . من نمىدانم كه آيا اينان با اين عملشان خواستهاند از مقام پيغمبران بكاهند ، يا پايگاه اين اشخاص را بالا ببرند ؟ انگيزهء اينها هرچه باشد ، راويان بدى بودهاند كه روايات نامعقول آوردهاند و به هم آميختهاند . آيا
--> ( 1 ) . تاريخ الشام : 7 / 317 . ( 2 ) . همان مأخذ .